
Home Profile Design E-mail Daily ترانه قدیمی احتمالا سال 90 سروردم: گل پری گل پری، چش عسلی خونت کجاس؟توی باغ آلواس؟اونجا که لونه ی یه کبوتره!!؟؟گربه کوچه ازش بی خبره؟؟؟گل پری کی موهاتو شونه کرده؟!...ناز شدنتوو چشات ...کی سورمه ریخته؟!... اینقه حقه باز شدنگل پریبیا بریم خونه ما...نزدیکهجلوشم یه نقاشی کشیده بودم...شیکهگل پریحور و پریکلاه زریکلاغا تو دسته شون کبک ندارننمی خوان آوای خوبی بذارن مزرعه به فکر فرداس، داهولههمه جا، گند کلاغاس، داهولهگل پری، گول نخوریچون توی باغاس داهولهپس دیگ...
ادامه مطلب
گل پری، چش عسلی خونت کجاس؟ توی باغ آلواس؟ اونجا که لونه ی یه کبوتره!!؟؟ گربه کوچه ازش بی خبره؟؟؟ گل پری کی موهاتو شونه کرده؟!...ناز شدن توو چشات ...کی سورمه ریخته؟!... اینقه حقه باز شدن گل پری بیا بریم خونه ما...نزدیکه جلوشم یه نقاشی کشیده بودم...شیکه گل پری حور و پری کلاه زری کلاغا تو دسته شون کبک ندارن نمی خوان آوای خوبی بذارن مزرعه به فکر فرداس، داهوله همه جا، گند کلاغاس، داهوله گل پری، گول نخوری چون توی باغاس داهوله پس دیگه رفیق ماهاس داهوله نه گلم،...
ادامه مطلب
آمدی تا جان کنم یکجا به قربان شماپیچک تنها کجا... سبزِ درختان شما!؟! تا اروپا فرش قرمز از برایم پهن شدبسکه ممتازست شاگرد دبستان شمااخم را هرگز نخواهی دید بر پیشانی اتدست خود را می گذارم روی قرآن شمااین تجلّای خداوندست یا لبخند تواین نه چشمانند اعجاز نمایان شماخاص یک جغرافیای بی نظیری در جهانمثل عطرِ خاری و مهلَب در استان شماریخت بیرون زلف تو یک دسته مشروطه چیچون که تهران را نگیرد بی مدد، خان شما شال سرخت بهتر از صد توپ روسی کار کردآتشی افکنده در من انگلستان شماثانی ات را جان و دل در اولین دیدار رفتگوش و هوشی تا ابد دارد به فرمان شمامحمد مومنی ثانی۲٠مرداد صفر یک بخوانید...
ادامه مطلب
سلام حمید عزیزم، ورودت را به قرن پانزدهم تبریک می گویم امیدوارم گل پسرات خاصه حسین عزیزم قرنی پر از رفاه و سلامتی را با شما بگذرانند. این دو بیت تقدیمت بداهه استب نام خداوند دیرینه خاکرهاننده ی ما از آژی دهاکدرود فراوان درین روز نیکبه جمشید و بنیان آیین پاک پس از تو یادگارت قلب بندهکنار نیمکت ها گریه می کرد شنیدم زیرِلب آهسته می گفترفیق مهربانم زود برگردبگذریم، ما همه ذوالقرنین هایی شدیم که تا سر کوچه خودمان را هم فتح نکرده ایم خیر سرمان ذوالقرنین هستیم یک قرن آن در بازی بد و بدتر گذشت قرنی که یک قران هم نمی ارزد تا قرن جدید چه کند.می دانی با این احوال که می بینم، جنگ جهانی سوم ناگزیرست و باز هم حاج زنبور عسل آواره دنبال مادرش خواهد گشت. راستی سلام مرا به تهران برسان بگو ...
ادامه مطلب
همیشه به یادتم همیشه به فکرتم فقط باور کن همان عاطفی بودن باعث شد نابود شوم...
ادامه مطلب
دختر روز گل افشان کناردختر محترم فصل بهارآنهمه حس قشنگم به کناربت بیداد کمین کرده مراتا حواسش به من و ساعت تحویل تو نیستدستهای ادبیاتی من را بفشارمن همان یاغی هفت آبادیپرنیان دل من جای تو بوداطلس خاطر...
ادامه مطلب
آسمون اورَلَ بُ خَهسَشَ واخَ دَ بیوتییَلِ کورِ منه دال و کلا خَ دَ بیوبارِ غم گُردَمَ زِی زی دِکَلُوم کِ دَ وَریخینِ دلمه نَ فقط بنده، خدا خَ دَ بیوشُلبُر اُفتا مِنِ ریشی چمنِ سَوزِ دلُمباغِ احساسِم...
ادامه مطلب
پِِیجِِ من عینِ شرابست...کمی تیزترست مثلِ زلفِ تو...ولی بحث برانگیزترست یک دو خط زلفِ تورا دید یکی شاعر شد آنچه از زلفِ تو فهمید...همین مختصرست وضعِ سختیست...عزادارِ بهاریم همه بندِ چار از خودِ گلزا...
ادامه مطلب
*چشمهایت*چشمهای تو غیرمنتظره رخ داد کروکی که کشیدند دنیا مقصر شد یک لحظه از دلم غافل شدم محمد مومنی ثانی [۱۲/۲۳،u200f ۲۰:۱۲] برایم حلقه عقد نیاورید سالها پیش با اولین پاییز رویِ سنگفرشِ تناقض انگشتم فروریخت [۱۲/۲۳،u200f ۲۰:۱۳] سفره دلم پهن است از هر طرف که میل داری بسم الله دو کاسه اشک هست قرصی دل با هم بخوریم سیرمان می کند.. محمد مومنی ثانی ...
ادامه مطلب
ای فدای تو دلم هرگز نبینم خواری اتطوطی جان آمده در هندِ خوش گفتاری اتپیکرت جغرافیایِ روشنِ افسانه هاستدستِ من اسطوره شد در لمسِ ناهمواری ات تو بدهکاری به من, آغوش خود را در عوضبوسه را بنویس در فهرستِ بستانکاری ات تا کدامین دولت از اطرافِ ما ساقط شودکودتایی کرده رنگی زلفِ استعماری ات جایِ می,نیکوتر...
ادامه مطلب
ساعت هشت و بیست دقیقهفرشته ی از آسمان فرود آمد روی تل عبدالله کشته مردم سوق از چهارپا و دو پا به تل عبدالله کشته هجوم بردند ساعت هشت و سی دقیقهبخشدار, رئیس کلانتری, شهردار, امام جمعه, شورای شهر همه منتظرند صندلی ها از سوق برسند ساعت ده و دوازده دقیقهصندلیها را با کمپرسی بهمن آورد.قاری برای شروع ب...
ادامه مطلب
دل دادمش وُ... برد وُ ...رها کرد وُ... بیامد گفتم که «دلم؟!!» گفت «دلت؟!! دستِ خودت نیست؟!!» میرمحمد مومنی ثانی (تاج)...
ادامه مطلب
یک پیرهن دریده نه یک دل...خداوندا این هم گناه بود پایِ زلیخا گذاشتی؟؟ میرمحمد مومنی ثانی ...
ادامه مطلب
عکسهایت چه زیبا سروده شده اند بیچاره من که نمی دانم با کدام غزل به استقبالشان بروم راستی «ردیف» لبخندت چه بود؟ «قافیه» ی نگاهت که بی معادل است صدایت «موسیقیِ درونیِ» غزل است تو در کدام «وزن» سروده شده ای که حتی تکرارت سخت است میرمحمد مومنی ثانی...
ادامه مطلب