مشهد درِ بهشت، وَ مفتاحُها قمست
چون بارگاهِ منجیِ موعودِ مردمست
قُم جایگاهِ امانست، شهر آل 1
عالم اگر که تماما تلاطم است
عیسی ز چرخ چهارم نرفته بالاتر
زیرا کلید 1 فقط دست خانم است
اینجا حرا که نیست ولیکن چو بشنوی
جبریل با زبان همه در تکلمست
عیدست یا هیجانست دور این ضریح؟!
یا رستخیز سماوات و مردمست
عکس ضریح تو را تا زدم به گلدانم
لبهای پنجره غرق تبسم است
قصر رفیع 1 1 تا ثریا رفت
لیکن مپرس که در چرخ چندمست
حق من است که حاجت بگیرم از بانو
حقی دقیق تر از حق تقدّم است
برچسب:
نویسنده: پویا کاظمیان