
Home Profile Design E-mail Daily غدیریه ای ب نام: ذوالفقار ای شیر خدا، حال دلم را تو به یاد آرمانده به دلم چون اثر میخ به دیواربیچاره تر از عاشق تو هیچ کسی نیستیارش نشوی هیچ کسش نیست هوادارمن هیچ کسی نیستم الا پسر توهم خاک کف یک قدم میثم تمّاربرخیز و بکش تیغ حمایت که نیازستخوارم نکند خیره ترین خار، در انظارمن عشق تو را دارم از اینگونه که دارداندیشکده نام تو را؛ حیدر کرّاربرخیز و سِتان حقّ مرا از دهن گرگبا خشم و غضب بر سرشان عین طلبکاردارم به تو امّید که چون پاره ی نانیاز هم بدرد تیغ...
ادامه مطلب
Home Profile Design E-mail Daily ترانه قدیمی احتمالا سال 90 سروردم: گل پری گل پری، چش عسلی خونت کجاس؟توی باغ آلواس؟اونجا که لونه ی یه کبوتره!!؟؟گربه کوچه ازش بی خبره؟؟؟گل پری کی موهاتو شونه کرده؟!...ناز شدنتوو چشات ...کی سورمه ریخته؟!... اینقه حقه باز شدنگل پریبیا بریم خونه ما...نزدیکهجلوشم یه نقاشی کشیده بودم...شیکهگل پریحور و پریکلاه زریکلاغا تو دسته شون کبک ندارننمی خوان آوای خوبی بذارن مزرعه به فکر فرداس، داهولههمه جا، گند کلاغاس، داهولهگل پری، گول نخوریچون توی باغاس داهولهپس دیگ...
ادامه مطلب
Home Profile Design E-mail Daily غدیریه ای ب نام: ذوالفقار ای شیر خدا، حال دلم را تو به یاد آرمانده به دلم چون اثر میخ به دیواربیچاره تر از عاشق تو هیچ کسی نیستیارش نشوی هیچ کسش نیست هوادارمن هیچ کسی نیستم الا پسر توهم خاک کف یک قدم میثم تمّاربرخیز و بکش تیغ حمایت که نیازستخوارم نکند خیره ترین خار، در انظارمن عشق تو را دارم از اینگونه که دارداندیشکده نام تو را؛ حیدر کرّاربرخیز و سِتان حقّ مرا از دهن گرگبا خشم و غضب بر سرشان عین طلبکاردارم به تو امّید که چون پاره ی نانیاز هم بدرد تیغ...
ادامه مطلب
گل پری، چش عسلی خونت کجاس؟ توی باغ آلواس؟ اونجا که لونه ی یه کبوتره!!؟؟ گربه کوچه ازش بی خبره؟؟؟ گل پری کی موهاتو شونه کرده؟!...ناز شدن توو چشات ...کی سورمه ریخته؟!... اینقه حقه باز شدن گل پری بیا بریم خونه ما...نزدیکه جلوشم یه نقاشی کشیده بودم...شیکه گل پری حور و پری کلاه زری کلاغا تو دسته شون کبک ندارن نمی خوان آوای خوبی بذارن مزرعه به فکر فرداس، داهوله همه جا، گند کلاغاس، داهوله گل پری، گول نخوری چون توی باغاس داهوله پس دیگه رفیق ماهاس داهوله نه گلم،...
ادامه مطلب
غدیریه ای ب نام: ذوالفقار ای شیر خدا، حال دلم را تو به یاد آرمانده به دلم چون اثر میخ به دیواربیچاره تر از عاشق تو هیچ کسی نیستیارش نشوی هیچ کسش نیست هوادارمن هیچ کسی نیستم الا پسر توهم خاک کف یک قدم میثم تمّاربرخیز و بکش تیغ حمایت که نیازستخوارم نکند خیره ترین خار، در انظارمن عشق تو را دارم از اینگونه که دارداندیشکده نام تو را؛ حیدر کرّاربرخیز و سِتان حقّ مرا از دهن گرگبا خشم و غضب بر سرشان عین طلبکاردارم به تو امّید که چون پاره ی نانیاز هم بدرد تیغ تو این عدّه ی خونخواربرخیز و بزن بر کمر ظالم ملحددیدی تو خودت؛ حقّ مرا خورده ستمکارمن با هنر و نخبگی و بی کسی خویشاو رانت و کلک، عدّه و فامیل چو ابزارفامیل خودش با دوسه مدرک همه خالیبنشسته سر پست مدیریّت بازارمولا! تو بده تیغ مرا تا بِ...
ادامه مطلب
آمدی تا جان کنم یکجا به قربان شماپیچک تنها کجا... سبزِ درختان شما!؟! تا اروپا فرش قرمز از برایم پهن شدبسکه ممتازست شاگرد دبستان شمااخم را هرگز نخواهی دید بر پیشانی اتدست خود را می گذارم روی قرآن شمااین تجلّای خداوندست یا لبخند تواین نه چشمانند اعجاز نمایان شماخاص یک جغرافیای بی نظیری در جهانمثل عطرِ خاری و مهلَب در استان شماریخت بیرون زلف تو یک دسته مشروطه چیچون که تهران را نگیرد بی مدد، خان شما شال سرخت بهتر از صد توپ روسی کار کردآتشی افکنده در من انگلستان شماثانی ات را جان و دل در اولین دیدار رفتگوش و هوشی تا ابد دارد به فرمان شمامحمد مومنی ثانی۲٠مرداد صفر یک بخوانید...
ادامه مطلب
ازین پس بقیه اشعار و دلنوشته ها به همراه آثار هنری را در صفحه اینستا درج خواهم کرد پیج اینستای بنده با نام tehran. sanim در دسترس عموم است...
ادامه مطلب
سلام حمید عزیزم، ورودت را به قرن پانزدهم تبریک می گویم امیدوارم گل پسرات خاصه حسین عزیزم قرنی پر از رفاه و سلامتی را با شما بگذرانند. این دو بیت تقدیمت بداهه استب نام خداوند دیرینه خاکرهاننده ی ما از آژی دهاکدرود فراوان درین روز نیکبه جمشید و بنیان آیین پاک پس از تو یادگارت قلب بندهکنار نیمکت ها گریه می کرد شنیدم زیرِلب آهسته می گفترفیق مهربانم زود برگردبگذریم، ما همه ذوالقرنین هایی شدیم که تا سر کوچه خودمان را هم فتح نکرده ایم خیر سرمان ذوالقرنین هستیم یک قرن آن در بازی بد و بدتر گذشت قرنی که یک قران هم نمی ارزد تا قرن جدید چه کند.می دانی با این احوال که می بینم، جنگ جهانی سوم ناگزیرست و باز هم حاج زنبور عسل آواره دنبال مادرش خواهد گشت. راستی سلام مرا به تهران برسان بگو ...
ادامه مطلب
ای شهنشاهی که حاجت بخشی اتهم نصیب دوست هم بیگانه استقصه ی زنجیر عدل خسرویدر کنار عدل تو افسانه استمن آهو نیستم شیرمپناهم باشجهان را فتح خواهم کردشاهم باشپ ن: و فردا به سوی بارگاه تو می آیم تا پیشانی نیاز به درگهت سایم...در این مملکت, من که کسی ندارم جز خدا..و همو مرا به سمت تو اشارت داد تو پناه بی کسانی یا علی ابن موسی الرضا سلام الله علیک پس این من تنها و بی کس را دریاب بخوانید...
ادامه مطلب
پادشاهی به نام نوشروانکه هزاران سپاهبد داردچهل و هشت سال پادشاهی کرداز جهان قدر یک نخود دارد؟یک جوان هم به نام رضااز سرخس تا خود احد داردپادشاهی هزار و سیصد سال قاره ای تحت أمر خود دارد تقدیم به آستان هنرپرور رضای آل الله بخوانید...
ادامه مطلب
همیشه به یادتم همیشه به فکرتم فقط باور کن همان عاطفی بودن باعث شد نابود شوم...
ادامه مطلب
دختر روز گل افشان کناردختر محترم فصل بهارآنهمه حس قشنگم به کناربت بیداد کمین کرده مراتا حواسش به من و ساعت تحویل تو نیستدستهای ادبیاتی من را بفشارمن همان یاغی هفت آبادیپرنیان دل من جای تو بوداطلس خاطر...
ادامه مطلب
گل نسرین زمستان دوست است..این را در باب پرورش این گل زیبا نوشته اند... و نسرین دیار ما...او همه ی فصل ها را دوست داشت...اما خزان حسودی اش شد و او را با خود برد...مرگ این روزها چیزی بیشتر از آزادی است....
ادامه مطلب
گل مه پیکر بینی قلمی رفت و پریدنفسم بود و به یک بازدمی رفت و پریداول کار خودش با دل من راه آمدمانده از راه فقط یک قدمی رفت و پریدمن خودم بال درآوردن او را دیدمهی تلو خورد و زمین...بعد کمی رفت و پرید...
ادامه مطلب
آسمون اورَلَ بُ خَهسَشَ واخَ دَ بیوتییَلِ کورِ منه دال و کلا خَ دَ بیوبارِ غم گُردَمَ زِی زی دِکَلُوم کِ دَ وَریخینِ دلمه نَ فقط بنده، خدا خَ دَ بیوشُلبُر اُفتا مِنِ ریشی چمنِ سَوزِ دلُمباغِ احساسِم...
ادامه مطلب
گل مه پیکر بینی قلمی رفت و پریدنفسم بود و به یک بازدمی رفت و پریداول کار خودش با دل من راه آمدمانده از راه فقط یک قدمی رفت و پریدمن خودم بال درآوردن او را دیدمهی تلو خورد و زمین...بعد کمی رفت و پرید...
ادامه مطلب
پِِیجِِ من عینِ شرابست...کمی تیزترست مثلِ زلفِ تو...ولی بحث برانگیزترست یک دو خط زلفِ تورا دید یکی شاعر شد آنچه از زلفِ تو فهمید...همین مختصرست وضعِ سختیست...عزادارِ بهاریم همه بندِ چار از خودِ گلزا...
ادامه مطلب
آیا وبلاگ دوباره کلمه جوانه وبلاگ خواهم کلمه زد وبلاگ دوباره کلمه با بره های شاد غزلهایم در بستری از دوستت دارمهایی که از سالهاست نشنیده ام، به رویش لاله ها خیره وبلاگ خواهم کلمه شد؟ آیا می شود وبلاگ دوباره کلمه مغرورانه، خیابانهای سوق را زیر پا جا بگذارم...
ادامه مطلب
من اینجا آمده ام فریاد بکشم، دودهه بیداد مافیایی را که خون ملت را در شیشه کرده xadاند و استخدامxadها را قبضه xadشده فامیل و همxadباندیxadهای خویش نموده xadاند. یک نماینده سابق، در این دو دهه، مافیایی در تهران تشکیل داده که از مجلس تا وزارتxadخانهxad ها، در دایره روابط پنهانی او قرار دارند....
ادامه مطلب
تو وبلاگ پیدایت کلمه شد من به درختان خوشبخت می نگرم که از کوچه ما می گذرند و سایه هایشان را روی سرم جا می گذارند در سرم چلچله ها آواز می خوانند و بر لب هایم لب های تو این قدر مرا ببوس که دوباره شاعر شوم بانوی شع...
ادامه مطلب