
گل نسرین زمستان دوست است..این را در باب پرورش این گل زیبا نوشته اند... و نسرین دیار ما...او همه ی فصل ها را دوست داشت...اما خزان حسودی اش شد و او را با خود برد...مرگ این روزها چیزی بیشتر از آزادی است....
ادامه مطلب
گل مه پیکر بینی قلمی رفت و پریدنفسم بود و به یک بازدمی رفت و پریداول کار خودش با دل من راه آمدمانده از راه فقط یک قدمی رفت و پریدمن خودم بال درآوردن او را دیدمهی تلو خورد و زمین...بعد کمی رفت و پرید...
ادامه مطلب
گل مه پیکر بینی قلمی رفت و پریدنفسم بود و به یک بازدمی رفت و پریداول کار خودش با دل من راه آمدمانده از راه فقط یک قدمی رفت و پریدمن خودم بال درآوردن او را دیدمهی تلو خورد و زمین...بعد کمی رفت و پرید...
ادامه مطلب
من اینجا آمده ام فریاد بکشم، دودهه بیداد مافیایی را که خون ملت را در شیشه کرده xadاند و استخدامxadها را قبضه xadشده فامیل و همxadباندیxadهای خویش نموده xadاند. یک نماینده سابق، در این دو دهه، مافیایی در تهران تشکیل داده که از مجلس تا وزارتxadخانهxad ها، در دایره روابط پنهانی او قرار دارند....
ادامه مطلب
سالها پیش مردِ تمام شدم..این روزها دردِ تمامم.به هر شهری که پا می گذارم, یک جای ایران درد میکند. این روزها, در تعدد خدایان, به من که می رسد, خدا را کم می آورم...باید برگردم..چشمهایت را کم آورده ام. آقای راننده, لطفا نگه دار... خودم قبرم را بلدم..آژیر نکش.....
ادامه مطلب
هر رفتنی که به معنای قهر نیست قربانِ چشم های قشنگِ تو می روم میرمحمد مومنی ثانی...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب
عکسهایت چه زیبا سروده شده اند بیچاره من که نمی دانم با کدام غزل به استقبالشان بروم راستی «ردیف» لبخندت چه بود؟ «قافیه» ی نگاهت که بی معادل است صدایت «موسیقیِ درونیِ» غزل است تو در کدام «وزن» سروده شده ای که حتی تکرارت سخت است میرمحمد مومنی ثانی...
ادامه مطلب