
مشهد درِ بهشت، وَ مفتاحُها قمست چون بارگاهِ منجیِ موعودِ مردمست قُم جایگاهِ امانست، شهر آل اللهعالم اگر که تماما تلاطم استعیسی ز چرخ چهارم نرفته بالاترزیرا کلید عرش فقط دست خانم استاینجا حرا که نیست ولیکن چو بشنویجبریل با زبان همه در تکلمستعیدست یا هیجانست دور این ضریح؟! یا رستخیز سماوات و مردمستعکس ضریح تو را تا زدم به گلدانملبهای پنجره غرق تبسم استقصر رفیع حضرت معصومه تا ثریا رفتلیکن مپرس که در چرخ چندمستحق من است که حاجت بگیرم از بانو حقی دقیق تر از حق تقدّم است بخوانید...
ادامه مطلب
آسمون اورَلَ بُ خَهسَشَ واخَ دَ بیوتییَلِ کورِ منه دال و کلا خَ دَ بیوبارِ غم گُردَمَ زِی زی دِکَلُوم کِ دَ وَریخینِ دلمه نَ فقط بنده، خدا خَ دَ بیوشُلبُر اُفتا مِنِ ریشی چمنِ سَوزِ دلُمباغِ احساسِم...
ادامه مطلب
پِِیجِِ من عینِ شرابست...کمی تیزترست مثلِ زلفِ تو...ولی بحث برانگیزترست یک دو خط زلفِ تورا دید یکی شاعر شد آنچه از زلفِ تو فهمید...همین مختصرست وضعِ سختیست...عزادارِ بهاریم همه بندِ چار از خودِ گلزا...
ادامه مطلب
ازش پرسیدن محمد مومنی چطور آدمیهگفت مغرور..خودبزرگ بین..خودخواه و نگفت... هیچ ادعایی نداره وقتیی هیچ تناسبی بین من و خودش نیست باهام دوستهاون سوال کننده هم نفهمید بعضی آدمها وقتی کم میارن طرف مقابل رو خودبزرگ بین می نامند.نفهمید حسادت چه بیداد میکنه جوری که خدا و اون دنیا رو نمیبینن راحت تخریب میکنن...
ادامه مطلب
هر رفتنی که به معنای قهر نیست قربانِ چشم های قشنگِ تو می روم میرمحمد مومنی ثانی...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب
عکسهایت چه زیبا سروده شده اند بیچاره من که نمی دانم با کدام غزل به استقبالشان بروم راستی «ردیف» لبخندت چه بود؟ «قافیه» ی نگاهت که بی معادل است صدایت «موسیقیِ درونیِ» غزل است تو در کدام «وزن» سروده شده ای که حتی تکرارت سخت است میرمحمد مومنی ثانی...
ادامه مطلب