
گل مه پیکر بینی قلمی رفت و پریدنفسم بود و به یک بازدمی رفت و پریدxa0اول کار خودش با دل من راه آمدمانده از راه فقط یک قدمی رفت و پریدxa0من خودم بال درآوردن او را دیدمهی تلو خورد و زمین...بعد کمی رفت و پرید...
ادامه مطلب
گل مه پیکر بینی قلمی رفت و پریدنفسم بود و به یک بازدمی رفت و پریدxa0اول کار خودش با دل من راه آمدمانده از راه فقط یک قدمی رفت و پریدxa0من خودم بال درآوردن او را دیدمهی تلو خورد و زمین...بعد کمی رفت و پرید...
ادامه مطلب
xa0 هر رفتنی که به معنای قهر نیست قربانِ چشم های قشنگِ تو می روم میرمحمد مومنی ثانی...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب
عکسهایت چه زیبا سروده شده اند بیچاره من که نمی دانم با کدام غزل به استقبالشان بروم راستی «ردیف» لبخندت چه بود؟ «قافیه» ی نگاهت که بی معادل است صدایت «موسیقیِ درونیِ» غزل است تو در کدام «وزن» سروده شده ای که حتی تکرارت سخت است میرمحمد مومنی ثانی...
ادامه مطلب