غدیریه ای ب نام: ذوالفقار

خرید بک لینک
غدیریه ای ب  نام: ذوالفقار

ای شیر خدا، حال دلم را تو به یاد آر

مانده به دلم چون اثر میخ به دیوار

بیچاره تر از عاشق تو هیچ کسی نیست

یارش نشوی هیچ کسش نیست هوادار

من هیچ کسی نیستم الا پسر تو

هم خاک کف یک قدم میثم تمّار

برخیز و بکش تیغ حمایت که نیازست

خوارم نکند خیره ترین خار، در انظار

من عشق تو را دارم از اینگونه که دارد

اندیشکده نام تو را؛ حیدر کرّار

برخیز و سِتان حقّ مرا از دهن گرگ

با خشم و غضب بر سرشان عین طلبکار

دارم به تو امّید که چون پاره ی نانی

از هم بدرد تیغ تو این عدّه ی خونخوار

برخیز و بزن بر کمر ظالم ملحد

دیدی تو خودت؛ حقّ مرا خورده ستمکار

من با هنر و نخبگی و بی کسی خویش

او رانت و کلک، عدّه و فامیل چو ابزار

فامیل خودش با دوسه مدرک همه خالی

بنشسته سر پست مدیریّت بازار

مولا! تو بده تیغ مرا تا بِسِتانم

حقّم ز کف و سر ز تن دشمن غدّار

یک چشمه نشان بشریّت بده حق کیست

رّات جهان یکسره: ) تنها فقط این بار ... تنها فقط این بار... تنها فقط این بار...

ثانی- اندیشکده آزاد حیدر کرّار

/ ۱۴۰۲/۰۴/۱۶ / 1:4 PM/میرمحمد مومنی ثانی

اردیبهشت...

ما را در سایت اردیبهشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 37 تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 19:30

صفحه بندی