حال باران خوب است اگر زمین زیرآبش را نزند

خرید بک لینک

سلام حمید عزیزم، ورودت را به قرن پانزدهم تبریک می گویم امیدوارم گل پسرات خاصه حسین عزیزم قرنی پر از رفاه و سلامتی را با شما بگذرانند. این دو بیت تقدیمت بداهه است

ب نام خداوند دیرینه خاک
رهاننده ی ما از آژی دهاک
درود فراوان درین روز نیک
به جمشید و بنیان آیین پاک

 

پس از تو یادگارت قلب بنده

کنار نیمکت ها گریه می کرد

 شنیدم زیرِلب آهسته می گفت

رفیق مهربانم زود برگرد

بگذریم، ما همه ذوالقرنین هایی شدیم که تا سر کوچه خودمان را هم فتح نکرده ایم خیر سرمان ذوالقرنین هستیم یک قرن آن در بازی بد و بدتر گذشت قرنی که یک قران هم نمی ارزد تا قرن جدید چه کند.می دانی با این احوال که می بینم، جنگ جهانی سوم ناگزیرست و باز هم حاج زنبور عسل آواره دنبال مادرش خواهد گشت. راستی سلام مرا به تهران برسان بگو دنیا با دلی که تاب گریه هایت را نداشت خوب تا نکرد، آدمها را که نمی شود محکوم کرد آدمند دیگر، حق همیشه با آدمهاست حتی اگر فرعون باشند. خدا کند این قرن تازه، قرن" عشق به اختیار باشد" تا دیگر کسی روی دیگری آتش نگشاید، آدمها زبانشان را غلاف کنند، روی یک میزِ خاطره انگیز، دلهایشان را به اشتراک بگذارند. دیگر هیچ گلوله ای گلوی هوا را نسوزاند، حتی به وقت شادمانی. مردم به جنگ بگویند "آزادی مجانی است. کلاغ ها دیگر نترسند سر به سر مترسک بگذارند

قرن ما، قرنی که دیگر موسیقی تداعی نمی کند هیچ خاطره ای را. سازها بی سوز شده اند و هنرمندان پفیوز.

ما چیزی کنار آن نیمکت زیر درخت چتری جا گذاشته ایم که دیگر پیدا نمی شود.

عرب می گفت الانتظارُ اشدُّ مِنَ الموت چشم به ره داشتن، از مرگ سنگین تر و سخت تر است. من سالهای عمرم در انتظار گذشت و این روزها آموختم دیگر نباید به انتظار کسی ماند و از کسی انتظار داشت

ما ایرانی ها حتی توقعی از مرگ نداریم، اگر داشتیم که مثل آن زن رامهرمزی که سه کودکش را کشت و سپس خود را، می ماندیم تا مرگ خودش بیاید.

روزگار کثیفیست نازنین، کثیفی عطر می زند و برایمان از پاکی سخنرانی می تراشد.

کاش به جای خط عابر پیاده کاما بگذارند، قاضی ها با رسم الخط دیگری بنویسند شبیه نسخه ها، تا مامور اجرای حکم، اعدام را با آزادی اشتباه بگیرد

و خطاط ها معلم قاضی ها شوند، زندان را جوری بنویسند، که بشود آن را آزادی خواند. 

شاعری می گفت عالمی دیگر بباید ساخت وز نو عالمی

او نمی دانست اگر همین عالم را درست کنیم، آدمهایش درست می شوند. کافیست بگذاریم هر کس در دنیای خودش همانی باشد که هست نه آنکه ما دوست داریم باشد

اگر بگویم حال من خوب است، به نوددرصد مردم ایران خیانت کردهام حال من، به خوبی حال مردمیست که می ترسند بیدار شوند، و در خواب، دنیای آرمانی شان را زندگی می کنند.خوابها هم دیگر یاد آدم نمیمانند تا در بیداری برای دقایقی کوتاه، با تصورشان بتواند زندگی را تحمل کندحرف بسیار است، اما الفبای فارسی محدود،این روزها دیگر نمی شود با این زبان هیچ دردی را بیان کرد.باید زبانی دیگر پدید آورد برای مصائب من در دهه نود.نفرین به آن دهه

اردیبهشت...

ما را در سایت اردیبهشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 174 تاريخ: سه شنبه 6 ارديبهشت 1401 ساعت: 23:53

صفحه بندی