سهم من از تو به غیر از عقده و خواری نبود
خواستم برگردم اما...قسمت انگاری نبود
رابطه مابینِ ما...اینقدر ناهمجنس بود
با دعا هم قابلِ حفظ و نگهداری نبود
زندگی را تا به رفراندوم کشیدی جنگ شد
تعرفه: «نه» بود و «خیر»...انگیزه ات «آری» نبود
من نوشتم «نیمه ی من» تو نوشتی «...نیستم»
ای زلیخا قصدت از اول خریداری نبود
تا که نوشیدم دو فنجان... چشمهایت...سوختم
در بساطت قهوه ای جز نوع قاجاری نبود
بی تاریخ/احتمالا اسفند97 ..مکان: زندان مرکزی یاسوج..بند 3
پ ن:
1-واقعا خواستم برگردم...اما اتفاقی افتاد که نشانه ای بود بر اینکه خدا نمی خواهد من برگردم به گذشته ای که چیزی جز خواری و حقارت برایم نداشت
2-خدایا خودت کاری کن... یا قدرتی به من بده که خودم کاری کنم...اساسی
اردیبهشت...
ما را در سایت اردیبهشت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 171 تاريخ: سه شنبه 26 آذر 1398 ساعت: 16:36