قاطر نر که در این شهر کبوتر زایید

خرید بک لینک
شهرِ بیچاره، چه ها در نظرش می آید؟

نکبتی رفته و با گُنده ترش می آید

شهرِ علمست و هنر، نیز؛ چنین رسوایی
کلّاً این وصله به دیوار و درش می آید

دیگر از شهر سراغی نتوانید گرفت
احتضارست، به زودی خبرش می آید


یک نفر پست گرفته ست، بیا برگردیم
هر خلافی همه از این بشرش می آید

می دود تا پسِ دیوار ولی سرپایی
سخنانی که ز فیض هنرش می آید

من سرم هیچ نشد! دور زدن، یا هر چیز
این پدرسوخته بدجور سرش می آید

هفته ی بعد ببینید که در ماشینش
منتخب، دورزنان با قمرش می آید

جای آبی که قرارست ز مارون آید
قطره قطره، بِدَر آبِ کمرش می آید

هر کسی را که به محراب جماعت یابد
راست کرده سر و تا پشت سرش می آید

می توان جشن گرفت اینهمه پیروزی را
ریدمانی که به ریشِ پدرش می آید

میرمحمد مومنی ثانی سادات محمودی

نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۲/۳۱ساعت 2:59 AM BY میرمحمد مومنی ثانی سادات محمودی| |

اردیبهشت...

ما را در سایت اردیبهشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 215 تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 8:27

صفحه بندی